نظر علي الطالقاني

335

كاشف الأسرار ( فارسى )

يعنى هموار مىشوند و بدل مىشود زمين به زمين ديگر يعنى به زمينى كه بر روى آن گناه نكرده باشند و بارز و نمودار باشد و كوهى و نباتى و درختى و گياهى بر روى زمين نباشد چنانچه بار اوّل زمين را پهن كرد و عرش خود را بر روى آب خواهد گذاشت چنانچه اول مرتبه گذاشته بود ، و استقلال او به عظمت و قدرت ظاهر خواهد شد . پس در آن وقت ندا كند خداوند جبّار جلّ جلاله به صداى بسيار بلندى كه به اطراف آسمان برسد و گويد : لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ : از براى كيست پادشاهى امروز ؟ و چون كسى نباشد كه جواب بگويد خود جواب مىفرمايد مىگويد : اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ : از براى خداى يگانه قهّار است . 108 و من خلق كردم همه خلايق را و ميراندم ايشان را . منم خداوندى كه جز من خداوندى نيست و شريكى ندارم و نه وزيرى ، و من آفريدم خلق را به دست قدرت خود و ميراندم ايشان را و زنده مىكنم . پس خداوند جبّار به قدرت خود بدمد در صور و بيرون رود صدا از طرفى كه به جانب آسمان‌ها است ، پس در آسمان‌ها احدى نماند مگر آنكه زنده شود و برخيزد چنانچه بود و حاملان عرش برگردند و بهشت و دوزخ حاضر شوند و محشور شوند خلايق از براى حساب . پس حضرت در آن وقت بسيار گريست . 109 و صادق ( ع ) فرمود كه ميان نفخهء اوّل و نفخهء دويم چهار صد سال است . 110 و احاديث در اين باب مختلف است . پس آنچه به يقين ثابت است همين است كه دو مرتبه در صور دميده مىشود ، دفعهء اول براى ميراندن و آخر شدن دنيا و ما فيها ، دفعهء دوّم از براى زنده شدن مرده‌ها و برپا شدن قيامت كبرى ؛ و دفعهء اوّل را حضرت اسرافيل مىدمد و دفعهء دوم را خدا مىداند . مقدمهء سوّم در فناى اشياء فرمود : كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ : هر كه بر اوست فانى است و باقى مىماند وجه پروردگار تو . 111 و فرمود : كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ( قصص ) : هر چيزى هلاك شونده است مگر وجه خدا ، كه ذات خدا باشد . 112 و فرمود : وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ( روم ) : اوست خدائى كه ايجاد كرد خلق را پس عود مىدهد ايشان را ، يعنى فانى مىنمايد ، و باز ايجاد مىكند . 113 چنانچه بعضى از اهل ظاهر اين معنى را گمان كرده‌اند و اين مضمون در آيات مكرر است . و فرمود : يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ